کتاب «مبانی حاکمیت در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران» یکی از آثار شاخص در حوزه حقوق عمومی و اندیشه سیاسی برگرفته از قانون اساسی است. نویسنده در این اثر با نگاهی مسئلهمحور به بررسی یکی از بنیادیترین پرسشهای نظام جمهوری اسلامی یعنی چگونگی جمع میان «جمهوریت» و «اسلامیت» پرداخته است. ویژگی برجسته کتاب در این است که تلاش میکند تقابلزدایی کرده و تعامل منطقی میان حاکمیت دینی و حاکمیت ملی را از دل اصول قانون اساسی استخراج و تبیین نماید.
نویسنده برای نیل به این هدف، تحلیل خود را بر شش اصل محوری و کلیدی قانون اساسی متمرکز کرده است. از دیدگاه او، اصول دوم، چهارم و پنجم عمدتاً ناظر به حاکمیت دینی و اصول ششم، هفتم و پنجاهوششم بیانگر حاکمیت ملی هستند، هرچند که در صدر اصل پنجاهوششم نیز بر حاکمیت دینی تأکید شده است. کتاب با واکاوی این اصول و نیز با نگاهی به اصول پشتیبان دیگر، نشان میدهد که چگونه قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، برخلاف بسیاری از قوانین اساسی دیگر، از نوعی ثنویت در حاکمیت سخن میگوید که در آن حاکمیت مطلق از آن خداوند دانسته شده و همزمان، انسان را بر سرنوشت اجتماعی خویش حاکم میشناسد. نویسنده استدلال میکند که در این نگاه، حاکمیت ملی، حاکمیتی است خدادادی که در طول حاکمیت الهی معنا مییابد و بدینسان از هر دو انگاره دموکراسی سکولار و تئوکراسی ناب متمایز میگردد.
کتاب بهطور خاص برای دانشجویان و پژوهشگران رشته حقوق، به ویژه گرایش حقوق عمومی، و نیز برای طلاب و علاقهمندان به مطالعات میانرشتهای فقه سیاسی و حقوق اساسی، منبعی سودمند و مبنایی محسوب میشود. تأثیر کتاب در گشودن باب بحثی عمیق و مستند درباره مبانی نظری قانون اساسی و ارائه چارچوبی تحلیلی برای فهم اصول آن، از جمله نقاط قوتی است که آن را به منبعی ماندگار در این حوزه تبدیل کرده است.