کتاب «عصایی که سخن گفت» جلد چهارم از مجموعه «داستانهای اصول کافی» است که توسط یکی از نویسندگان پرکار و برجسته حوزه دین در دوران معاصر به رشته تحریر درآمده است. این کتاب در زمره آثار داستانی با مضامین مذهبی و تاریخی قرار میگیرد و برای مخاطبان بزرگسال نگاشته شده است. اثر حاضر، گزیدهای از داستانهای کتاب گرانسنگ «اصول کافی»، تألیف محمد بن یعقوب کلینی (از محدثان بزرگ شیعه در قرن چهارم هجری)، است که با نثری روان و قابل فهم برای عموم، بازنویسی و ارائه شده است. ویژگی برجسته این مجموعه، استخراج روایتهای جذاب و پرمحتوا از دریای معارف حدیثی شیعه و تبدیل آن به زبانی داستانی است تا مفاهیم عمیق اعتقادی، اخلاقی، فرهنگی و سیاسی برای همگان قابل استفاده باشد.
کتاب به نقل داستانهایی میپردازد که به زندگی و سیره پنج امام معصوم یعنی امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام هادی(ع)، امام حسن عسکری(ع) و امام مهدی(عج) ارتباط پیدا میکند. نویسنده با انتخاب هوشمندانه این روایتها، تلاش کرده است تا خواننده را با جلوههایی از کرامات، معجزات، سبک زندگی و تعالیم والای این بزرگواران آشنا سازد. از جمله داستانهای شاخصی که نام کتاب نیز از آن گرفته شده، ماجرای سخن گفتن عصا برای یکی از امامان است که نشاندهنده قدرت الهی و امامت ایشان است. این داستانها صرفاً نقل وقایع تاریخی نیستند، بلکه هر کدام حامل پیامهای عمیق اخلاقی و اعتقادی هستند که میتوانند راهنمایی برای زندگی فردی و اجتماعی مخاطبان باشند و آنها را به تفکر و تأمل در باب مسائل بنیادین دین وادارند.
مجموعه «داستانهای اصول کافی» و از جمله جلد چهارم آن، بهدلیل اتکا بر منبعی اصیل و معتبر همچون «اصول کافی» و قلم ساده و جذاب نویسنده، توانسته است جایگاه ویژهای در میان آثار مذهبی پیدا کند. این کتاب نه صرفاً یک اثر روایی خشک، که دریچهای است برای ورود به دنیای معارف اهلبیت(ع) از مسیری شیرین و دلنشین. مخاطب هدف این کتاب، عموم بزرگسالانی هستند که به داستانهای دینی و آشنایی با سیره ائمه اطهار(ع) علاقهمندند و میخواهند بدون درگیری با متون تخصصی حدیثی، با گوهرهای این منابع ارزشمند آشنا شوند. اهمیت این اثر در آن است که پلی میان متون کهن و نسل امروز ایجاد کرده و مفاهیم بلند دینی را در قالبی قابل درک و جذاب ارائه میدهد و بدین ترتیب، سهم بسزایی در ترویج معارف اسلامی در سطحی فراگیر دارد.