کتاب «پدرکشی» بهشکلی بیپرده و طنزآمیز به یکی از کهنترین و تابوترین مضامین بشری میپردازد. این اثر که در ژانر رمان با درونمایههای فلسفی و روانکاوانه قرار میگیرد، با زبانی گزنده و نگاهی هنجارشکن، مفاهیم عمیق خانوادگی، گناه و هویت را مورد واکاوی قرار میدهد. روایت از زاویه دید کودکی چهار ساله آغاز میشود که قصد قتل پدرش را دارد و همین نقطهعطف جسورانه، خواننده را مستقیماً در قلب بحرانی اخلاقی و هستیشناختی قرار میدهد.
داستان حول محور اپیکوره، راوی داستان، میچرخد که از همان سالهای اولیه زندگی، از پدرش بهدلیل شخصیت مغرور، خودشیفته و تحقیرگرایش بهشدت متنفر میکند. این نفرت چنان عمیق و پرشور است که آرزوی نابودی پدر، کانون ذهنیت و جهانبینی او را شکل میدهد. نویسنده با بیپروایی، جزئیات این رابطه سمی و آسیبزا را کالبدشکافی میکند و از طریق طنز سیاه و موقعیتهای اغراقآمیز، مفاهیمی چون سرشت شرارت، ساختار قدرت در خانواده، نقش وراثت و تلاش برای رهایی از سایهٔ سنگین والدین را به چالش میکشد. کشمکش اصلی نه در اجرای فیزیکی قتل، که در بستر ذهن کودک و تأملات فلسفی پیرامون انگیزه، مسئولیت و معنای زندگی جریان دارد.
این رمان با رویکردی کموبیش اتوبیوگرافیکال و با سبک منحصربهفرد نویسنده، اثری بحثبرانگیز و در عین حال عمیقاً تأملبرانگیز است. نقاط قوت آن در صراحت لهجه، ترکیب خنده و هراس، و واکاوی روانکاوانهٔ احساساتی است که اغلب پنهان نگاه داشته میشوند. «پدرکشی» بیشتر برای خوانندگانی مناسب است که به ادبیات روانکاوانه، طنز تلخ و روایتهای هنجارشکن که مرزهای اخلاق روایی را جستوجو میکنند، علاقهمندند. این کتاب پرسشهای بنیادینی درباره ماهیت خانواده و آزادی فردی مطرح میکند بدون آنکه پاسخی سادهلوحانه ارائه دهد.