کتاب «مجموعه آثار علامه جعفری (جلد ۸): جبر و اختیار و وجدان» یکی از جدیترین تلاشهای کلامی و فلسفی در سده اخیر برای گشودن گرههای کوری است که قرنها ذهن اندیشمندان را به خود مشغول کرده است. نویسنده در این اثر با رویکردی تطبیقی به تبیین جایگاه اراده انسانی در نظام هستی میپردازد. شهرت این متن به دلیل توانایی نویسنده در برقراری پیوند میان مفاهیم خشک انتزاعی با شهودهای درونی و اخلاقی انسان است که آن را از سایر متون مشابه متمایز میکند. نویسنده بر آن است تا نشان دهد چگونه آزادی انسان با ضرورتهای علّی و معلولی سازگار میشود. این اثر برای کسانی که به دنبال فهمی عمیق از زیربناهای مسئولیت اخلاقی و حقوقی هستند، به عنوان یک منبع مرجع شناخته میشود.
در این اثر سه مفهوم بنیادین «جبر»، «اختیار» و «وجدان» به مثابه اضلاع یک مثلث معرفتشناختی واکاوی میشوند. نویسنده ابتدا به نقد دیدگاههای جبرگرایانه در فیزیک و زیستشناسی کلاسیک پرداخته و سپس با تکیه بر تحلیلهای روانشناختی، پدیده «تردید» و «تصمیم» را به عنوان شواهد حضوری بر آزادی اراده اقامه میکند. بخش اعظمی از کتاب به تبیین مفهوم وجدان اختصاص دارد که نویسنده آن را «پیامآور هستی» در درون جان انسان مینامد و معتقد است وجدان تنها یک پدیده اجتماعی یا اکتسابی نیست، بلکه ریشه در ساحت قدسی بشر دارد. او با کالبدشکافی رابطه میان علیت طبیعی و اراده انسانی، نظریه «اختیار» را فراتر از میلهای ابتدایی دانسته و آن را در چارچوب کمال وجودی تعریف میکند. از نکات چالشبرانگیز این اثر، پاسخهای نویسنده به پارادوکسهای کلامی پیرامون علم پیشین الهی و آزادی انسان است که با ادبیاتی تخصصی و برهانی صورتبندی شدهاند. این کتاب خواننده را وادار میکند تا در بدیهیترین کنشهای روزمره خود بازنگری کرده و ریشههای متافیزیکی مسئولیتپذیری را در اعماق وجدان خویش بازجوید.
این کتاب با وجود پیچیدگیهای موضوعی، به دلیل اجتناب از مغلقگوییهای بیهوده و استفاده از مثالهای ملموس، در فضای دانشگاهی و حوزوی مورد استقبال قرار گرفته است. منتقدان، قدرت نویسنده در نقد مبانی ماتریالیستی با استفاده از ابزارهای درونی همان مکاتب را ستودهاند. مخاطبان هدف این اثر، دانشجویان فلسفه، الهیات، حقوق و تمامی جستوجوگرانی هستند که به دنبال مبنایی عقلانی برای اخلاق در جهان معاصر میگردند. تاثیر کتاب فراتر از حوزههای نظری، در تثبیت جایگاه «وجدان» به عنوان یک رکن حقوقی و کیفری در اندیشه معاصر ایران مشهود است. این نوشتار نه تنها یک متن آموزشی، بلکه دعوتی است به بیداری درونی و بازشناسی کرامت ذاتی انسان که در سایه اختیار و تعهد اخلاقی معنا مییابد.