کتاب «قرآن و فلسفه اسلامی» اثری پژوهشی در حوزه فلسفه اسلامی و مطالعات قرآنی است که به یکی از مناقشهبرانگیزترین مسائل تاریخ تفکر اسلامی میپردازد: نسبت میان وحی قرآنی و فلسفه. نویسنده با تمرکز بر این پرسش محوری که آیا فلسفه اسلامی دانشی وارداتی و بیارتباط با قرآن است یا ریشه در متن وحی دارد، میکوشد چارچوبی تحلیلی و انتقادی برای فهم این نسبت ارائه دهد. نوآوری اصلی کتاب در آن است که مسئله را هم از منظر دروندینی و هم از زاویه دید خاورشناسان بررسی کرده و تلاش میکند داوریهای رایج درباره تقلیدی بودن فلسفه اسلامی را به محک تحلیل علمی بگذارد.
ساختار کتاب بر پایه بررسی دیدگاههای مختلف درباره نقش قرآن در فلسفه اسلامی سامان یافته است. در فصلهای آغازین، نظریه «شرح و بسط» و دیدگاههای منتقد فلسفه، از جمله مواضع غزالی و مکتب تفکیک، تحلیل میشود و سپس آراء خاورشناسانی چون رنان، گوتیه و ژیلسون درباره ماهیت فلسفه اسلامی بهصورت انتقادی واکاوی میگردد. در برابر این رویکردها، نظریه «اصالت و تحول» با تکیه بر آرای متفکرانی همچون علامه طباطبایی مطرح میشود که بر مرجعیت قرآن در شکلگیری فلسفه اسلامی تاکید دارند. بخشهای پایانی کتاب به مسئله فهم فلسفی قرآن اختصاص دارد؛ از تبیین مراتب و شرایط فهم گرفته تا بررسی امکان، جواز و ضرورت تفسیر فلسفی آیات، با نمونههایی مانند کاربست آیات قرآنی در آثار ملاصدرا. این مباحث نشان میدهد که فلسفه و قرآن نه در تقابل، بلکه در تعاملی روشمند با یکدیگر قرار دارند.
این کتاب از حیث روششناسی، اثری تحلیلی و نقادانه بهشمار میآید که با پرهیز از داوریهای سادهانگارانه، تصویری دقیق از نسبت قرآن و فلسفه اسلامی ارائه میکند. نقطه قوت آن، جمع میان نقد دیدگاههای خاورشناسان و بازسازی نظری یک رویکرد اصیل دروناسلامی است که میتواند به غنای مباحث فلسفه دین و فلسفه اسلامی بیفزاید. اثر حاضر برای پژوهشگران فلسفه اسلامی، مطالعات قرآنی، فلسفه دین و نیز دانشجویانی که به مسئله تعامل عقل و وحی علاقهمندند، منبعی قابل اتکا و الهامبخش محسوب میشود و میتواند در بازاندیشی جایگاه قرآن در تاریخ تفکر فلسفی مسلمانان نقش موثری ایفا کند.