کتاب «عرفان حماسی در شاهنامه فردوسی» اثری پژوهشی درباره حضور عرفان در بستر حماسه شاهنامهٔ فردوسی است. این کتاب کوشیده تا موضوعی کمتر پرداختشده در عرصهٔ مطالعات شاهنامه را به خواننده معرفی کند: اینکه چگونه عناصر عرفانی در متنی حماسی ظاهر میشوند و چه پیوندهایی میان دو سنت حکمی و معرفتی (عرفان) و روایتهای حماسی در شاهنامه قابل ردیابی است. این اثر تحلیل موضوعی و تطبیقی خود را بر پایهٔ خوانشی ادبی، فلسفی و عرفانی از ابیات و ساختار شاهنامه شکل داده است و میکوشد نشان دهد که بیش از آنکه شاهنامه صرفاً یک متن تاریخی و ملی باشد، حامل لایههای عمیق معنوی و معرفتی است.
نویسنده با رویکردی تحلیلی-توصیفی به سراغ شاهنامه میرود و مبانی نظری عرفان را در برابر مفاهیم و شخصیتهای حماسی قرار میدهد. او استدلال میکند که شاهنامه نه فقط از نظر قصهپردازی و حماسهٔ ملی برجسته است، بلکه در برخی ابیات و صور معنوی تأملبرانگیز، بازتابهایی از نظریههای عرفانی نیز دیده میشود. این تحلیل موضوعی، به بیان رابطهٔ میان خودشناسی، خداشناسی و کمال انسانی در شاهنامه میپردازد و اشاره میکند که در ساختار متن میتوان رابطهای میان معرفت عرفانی و عناصر اساطیری و پهلوانی یافت که فراتر از سطح روایی است؛ بهعبارتی، این کتاب تلاش میکند نشان دهد چگونه مفاهیم معنوی عرفانی در دل داستانهای پهلوانی، جنگها و قهرمانپروری بروز پیدا میکنند و چگونه این امر میتواند خوانش تازهای از شاهنامه پیشنهاد دهد.
این اثر در زمرهٔ مطالعات میانرشتهای قرار میگیرد و مخاطبانش را نه صرفاً بهعنوان خوانندهٔ ادبیات حماسی، بلکه بهعنوان اهل معنا و تفکر فلسفی و عرفانی نیز در نظر میگیرد. این رویکرد، اگرچه در پژوهشهای شاهنامهپژوهی رایج نیست، اما برای کسانی که به خوانشهای عمیق معناگرا و معنوی از متون ادبی کلاسیک علاقهمندند، ارزشمند تلقی میشود؛ چون کوشیده است به بخشهایی از شاهنامه بپردازد که در نگاه صرفاً تاریخی یا ادبی ممکن است مغفول بماند. از آنجا که شاهنامه معمولاً بهعنوان حماسهٔ ملی و فرهنگی با مضامین هویتی و تاریخی دیده میشود، پرداختن به لایههای عرفانی آن میتواند دریچهای نو به فهم اثر بگشاید و آن را در پیوند با سنتهای فلسفی و عرفانی فارسی قرار دهد.